نويسنده:علیرضا متولی
شابک: 9789640234204
ناشر: انتشارات به نشر
نوبت چاپ: اول
سال چاپ: 1400

معرفی کتاب

قهرمان رمان «من و آقای همسایه» دختر نوجوانی است که داستان پر فراز و نشیبش از مراسم تعزیه پدرش آغاز میشود. یتیم شدن دختر نوجوان در همان صفحات اول کتاب و معرفی سریع آدم های قصه به ما نوید ماجرایی خواندنی و پر کشش را میدهد.
پایان عمر پدر، آغاز زندگی سخت و پر ماجرای یک خانواده چهار نفره است که حالا سه نفر شده اند. خانواده ای معمولی با مشکلات متعدد، روابط و چالش هایی خاص و همسایه ای خاص تر!
آقای همسایه آرام آرام سایه اش را بر زندگی افسانه، دختر داستان پهن می کند و او را درگیر خود می کند.
دختر شوخ و شنگ و بی قرار ابتدای کتاب، در پایان کتاب اندوخته ای از تجربه دارد و رنگ و بوی دیگری گرفته است و قطار زندگی او را میبرد به جایی که آقای همسایه دوست دارد.
بخشی از کتاب:
واقعا نمیدانم. به خدا نمیدانم. نمیدانم چه کسی دست من را بلند کرد که برایش دست تکان بدهم. فقط دیدم دستم رفته بالا و دیدم دست او هم تکان خورد. اما بالا نیامده رفت پایین. و من دیگر تاب نیاوردم که آنجا بایستم. احساس عجیبی داشتم. برای اولین بار احساس کردم یک زنم، یک دخترم، انگار چشمه ای از درونم شروع کرد به جوشیدن.

من و آقای همسایه

45,000 تومان 36,000 تومان

28 در انبار

- +

قهرمان رمان «من و آقای همسایه» دختر نوجوانی است که داستان پر فراز و نشیبش از مراسم تعزیه پدرش آغاز میشود. یتیم شدن دختر نوجوان در همان صفحات اول کتاب و معرفی سریع آدم های قصه به ما نوید ماجرایی خواندنی و پر کشش را میدهد.
پایان عمر پدر، آغاز زندگی سخت و پر ماجرای یک خانواده چهار نفره است که حالا سه نفر شده اند. خانواده ای معمولی با مشکلات متعدد، روابط و چالش هایی خاص و همسایه ای خاص تر!
آقای همسایه آرام آرام سایه اش را بر زندگی افسانه، دختر داستان پهن می کند و او را درگیر خود می کند.
دختر شوخ و شنگ و بی قرار ابتدای کتاب، در پایان کتاب اندوخته ای از تجربه دارد و رنگ و بوی دیگری گرفته است و قطار زندگی او را میبرد به جایی که آقای همسایه دوست دارد.
بخشی از کتاب:
واقعا نمیدانم. به خدا نمیدانم. نمیدانم چه کسی دست من را بلند کرد که برایش دست تکان بدهم. فقط دیدم دستم رفته بالا و دیدم دست او هم تکان خورد. اما بالا نیامده رفت پایین. و من دیگر تاب نیاوردم که آنجا بایستم. احساس عجیبی داشتم. برای اولین بار احساس کردم یک زنم، یک دخترم، انگار چشمه ای از درونم شروع کرد به جوشیدن.

وزن 250 g
قطع